Skip to main content
HedCo Intranet Site
گزیده اخبار
وبلاگ ها
HSE
پروژه وحدت
انجمن گردشگری و میراث فرهنگی
  

HedCo Intranet Site > HSE > وبلاگ سلامت
10 دستورالعمل برای رفع بوی عرق
عرق یك پدیده لازم بدن است، اما وقتی كه بدن مخصوصا در فصل گرم بدبو می‌شود آن‌وقت برای فرد و اطرافیان او غیرقابل تحمل می‌شود. عرق بدن به تنهایی بدون بو است، اما باكتری‌ها و قارچ‌های روی بدن از آن به‌عنوان محیط رشد استفاده كرده و سریعا شروع به تكثیر می‌كنند و عرق را به تركیبات بدبویی تجزیه می‌كنند؛ اما چرا برخی نواحی مثل زیر‌بغل بیشتر بو می‌گیرد؟ علت این است كه غدد عرق در این مناطق پروتئین و چربی نیز تولید می‌كنند كه مواد اولیه مناسبی برای تغذیه باكتری‌ها و قارچ‌های سطح پوست است. این در‌حالی است كه عرق نقاط دیگر بدن بیشتر محتوی نمك است و باكتری‌ها كمتر می‌توانند از آن استفاده كنند. 10 فرمان برای فرار از بوی بد عرق اگر می‌خواهید از بوی بد عرق رها شوید به دستورهای زیر عمل كنید: 1- از خوردن ادویه، زردچوبه، فلفل، خردل، سس گوجه فرنگی، پنیر كهنه، تخم مرغ، روغن سرخ شده، كالباس، سوسیس و اغذیه نظیر آن خودداری كنید و همراه غذا از سبزی تازه و میوه استفاده كنید. همچنین استفاده از مواد لبنی مثل شیر و ماست را فراموش نكنید. 2- پیشگیری بهترین روش برای مبارزه با بوی بد عرق است. اگر عرق روی بدن نماند، بو نیز نمی‌گیرد. برای بسیاری از افراد شستشوی مرتب بدن برای رهایی از شر بوی بد كفایت می‌كند؛ البته شستشو با آب خالی كافی نیست چون نمی‌تواند بخوبی عرق را از سطح پوست پاك كند. برای دستیابی به نتیجه مطلوب باید از شامپو و صابون‌ها استفاده كنید. 3- در هفته یك‌بار استفاده از صابون آنتی باكتریال، گوگرددار و تركیبات ضد قارچ می‌تواند میزان باكتری‌های مزاحم و بدبو شدن عرق را كم كند. 4- بعد از شستشوی بدن با آب و صابون و خشك كردن كامل بدن، بلافاصله از تركیبات ضد‌عرق برای زیر بغل خود استفاده كنید. توجه داشته باشید دئودورانت‌ها مانع تعریق نمی‌شوند بلكه مانع متصاعد‌شدن بوی بدن می‌شوند. در حالی كه ضد تعریق‌ها مواد شیمیایی هستند كه تعریق را كاهش می‌دهند؛ البته ضد تعریق‌ها در اكثر موارد حاوی دئودورانت نیز هستند كه بوی بدن را دفع می‌كند. 5- حتما بدن خود را مرتب خشك كنید زیرا باكتری‌ها به سختی در مناطق خشك بدن زنده می‌مانند. 6- لباس نخی گشاد بپوشید. زیرا لباس نخی و كتانی عرق را بهتر به خود جذب می‌كنند. در مقابل لباس‌های نایلونی عرق را از سطح بدنتان كمتر جذب كرده و با باقی ماندن این عرق در سطح پوست، خود بخود بوی بد نیز استشمام می‌شود. 7- لباس تمیز عامل مهمی ‌برای جلوگیری از بوی عرق است. هر بار به حمام می‌روید لباس‌هایتان را عوض كنید و لباس‌های تمیز بپوشید. گاهی در مناطق گرم و شرجی لازم است لباس‌ها را روزی چند بار عوض كرد. 8- استرس را از خود دور کنید! اگر کشمکش‌های عصبی باعث می‌شود که شما تعرقتان افزایش یابد و این نیز باعث می‌شود که بوی بدنتان زیاد شود، چای سبز بنوشید. یک قاشق چایخوری چای سبز خشک یا 2 عدد چای کیسه‌ای را در یک فنجان آب بریزید و بگذارید به مدت 10 دقیقه خیس بخورد و کم کم در طول روز آن را بنوشید. این چای به شما کمک می‌کند آرامش پیدا کنید و دیگر عرق نکنید. 9- حتما ورزش کنید. البته نه در ساعات گرم روز! تعرق در هنگام ورزش باعث تسریع خروج مواد مضر از بدن می شود. و به طور طبیعی تعرق با بوی بد را در طول روز کاهش می دهد. 10- برخی بیماری‌ها موجب تعریق بدبو می‌شود، در این مواقع چاره‌ای جز درمان بیماری اصلی وجود ندارد.
توصیه‌های ایمنی برای انجام خانه‌تکانی

گاهی دلیل بروز برخی حوادث برای افراد، بی‌دقتی آنهاست. بالا رفتن از نردبانی که سطح اتکای آن پایدار و محکم نشده، استفاده از بنزین برای پاک کردن وسایل بدون توجه به حساسیت آن در برابر اصطکاک و گرما از جمله این موارد است. خوب است برخی توصیه‌های سازمان آتش‌نشانی را برای این روزهای فراگیر شدن خانه‌تکانی بخوانید.

1. در زمان نظافت خانه خود و استفاده از نردبان و یا چهارپایه از پایداری سطح اتکای آن با زمین کاملا مطمئن باشید و از چهارپایه‌های استاندارد و نردبان دوطرفه استفاده کنید.

2. از شست‌وشوی پرده، کف آشپزخانه، حمام و غیره که آلوده به مواد روغنی باشند توسط مواد سریع‌الاشتعال (مثل بنزین) جدا خودداری کنید.

3. از قرار دادن مواد شوینده مانند وایتکس و جوهر نمک و مانند اینها روی زمین و در دسترس کودکان جدا خودداری کرده، در حد استاندارد از آنها استفاده کنید.

4. در زمان پاک نمودن شیشه و پنجره‌های منزل احتیاط لازم را نموده و از رفتن بر روی نرده‌ها و یا قرنیزها جدا خودداری نمایید.

5. شست‌وشوی لوازم برقی مانند لوستر، چراغ روشنایی و غیره قبل از قطع کامل برق بسیار خطرناک بوده و احتمال برق‌گرفتگی افراد را افزایش می‌دهد لذا اول برق وسیله برقی را قطع و سپس این لوازم را پاک نمایید.

6. در زمان جابجایی لوازم خانگی بالاخص اجاق گاز، احتیاط بیشتری کنید و کلیه اتصالات مربوط به گاز اعم از شهری و کپسول را توسط آب و صابون چک کنید تا از عدم نشتی آنها مطمئن شوید. ضمنا شیلنگ‌های فرسوده انتقال گاز را حتما تعویض کنید.

7. از ریختن مواد قابل اشتعال در چاههای فاضلاب، دستشوئی، توالت و غیره جدا خوداری نموده، چرا که در اثر ریزش این گونه مواد در محیط خانه احتمال انفجار و آتش‌سوزی بسیار است.

8. کپسول دستی آتش‌نشانی موجود در محیط خانه را بموقع شارژ کنید زیرا این کار می‌توانید کمک بسزائی در زمان آتش‌سوزی احتمالی به شمار رود.

9. از جابجایی لوازم و اثاثیه سنگین منزل به صورت فردی اجتناب نموده و در این مورد از کارگران حرفه‌ای و یا کار گروهی بهره بگیرید تا در ایام خوش نوروز دچار دیسک کمر یا عوارض ناشی از آن نشوید.

تفسیر نتایج آزمایش خون
قند و چربی های خون

برای اغلب ما این اتفاق افتاده است که نسبت به تفسیر نتایج آزمایش خون خود یا نزدیکان مان حساس شده باشیم، البته اغلب نتایج آزمایشات خون همراه با مقادیر مرجع و رفرانس هستند که کار را بسیار راحت نموده است.
با وجود این، در بعضی موارد، علامت هایی اختصاری و یا در برخی موارد اطلاعات مختصر ما در مورد نقش بعضی مواد شیمیایی در بدن، ممکن است ما را گیج کنند که البته همین اتفاق، ما را به دانستن سریع تر نتیجه آزمایش حساس تر می کند.
در اغلب موارد، به دنبال بروز مشکل یا بیماری مکلف به انجام تست خون می شویم، اما در موارد بسیاری هم تغییراتی در اجزاء خونی ما رخ می دهد که بدون انجام آزمایش هیچ موقع متوجه آن نمی شویم و این تغییرات در درازمدت بر روی سلامتی ما اثر سوء خود را نشان می دهند.

امروزه، نتایج آزمایشات خون در قسمت های هماتولوژی، بیوشیمی، ایمونولوژی و ارزیابی هورمون ها به تفکیک ارائه می شوند. می توان گفت بیشترین تأثیر تغذیه در قسمت بیوشیمی خون قابل مشاهده است، چون مواردی نظیر قند خون، چربی خون، اوره و... در این بخش اندازه گیری می شوند.

در این مقاله سعی شده است اطلاعات مختصری راجع به اجزاء تفکیک شده در قسمت بیوشیمی خون آورده شود. این توضیحات فقط به عنوان یک راهنمای اولیه ارائه می شوند تا شما با مکانیسم عمل مواد شیمیایی حمل شده در خون بیشتر آشنا شوید. هر گونه تفسیر دقیق نیاز به تداخل و دقت پزشک مورد نظر دارد و خارج از حوصله این بحث است.

گلوکز یا قند خون (Fasting Blood Sugar = FBS):


این ماده منبع اصلی تأمین انرژی در تمام موجودات زنده است. برای اندازه گیری قند خون فرد حتما باید ناشتا باشد، به همین دلیل واژه Fasting به کار می رود، یعنی بعد از مدت کوتاهی گرسنگی قند خون اندازه گیری شده است. این مدت حدود 10 تا 12 ساعت می باشد.
اگر سطح قند خون فردی بعد از 12 ساعت ناشتا بیشتر از 105 میلی گرم در دسی لیتر باشد، نشان دهنده استعداد ابتلاء وی به دیابت در طی ده سال آینده است.
میزان نرمال قند خون بین حداقل 65 تا 70 و حداکثر 100 تا 110 در محدوده بالا می باشد، البته افزایش خفیف قند خون ممکن است در اثر دریافت اخیر فرد باشد، اما اگر در آزمایشات مکرر میزان آن تغییری نکرد، فرد نیاز به توصیه های رژیمی برای پیش گیری از ابتلا به دیابت در آینده دارد.

کلسترول (chol):
ماده چرب زرد رنگی است که در خون جریان دارد و افزایش سطح آن با افزایش ریسک بیماری های قلبی رابطه مستقیم دارد.
وجود کلسترول برای بدن حیاتی است، زیرا اعمال مهی در بدن انجام می دهد، مثلا برای عملکرد فیبرهای عصبی، تشکیل نمک های صفراوی، حفظ ساختمان غشاء سلول ها و به عنوان پیش ساز هورمون های جنسی در بدن کاربرد دارد.
میزان بالای آن در آزمایش نشان دهنده افزایش مصرف قند و کربوهیدرات و چربی در رژیم است و سطوح پایین آن نشان دهنده چربی کم در رژیم، سوء تغذیه و ... می باشد.
تقریبا 40 درصد کلسترول از منابع غذایی تأمین می گردد(بقیه توسط خود بدن ساخته می شود)، بنابراین با رژیم کم کلسترول می توان آن را به راحتی تنظیم نمود.
بیشتر منشا کلسترول رژیم، چربی های اشباع موجود در محصولات گوشتی حیوانی و فرآورده های لبنی پُرچرب هستند.
کلسترول خود شامل دو نوع HDL و LDL است.

LDL:


LDL به نام " کلسترول بد " هم خوانده می شود و در واقع برای بدن ضروری است، چون کلسترول ساخته شده در کبد را برای نیازهای ساختمانی سلول حمل می نماید. اما مقادیر اضافی آن در دیواره رگ های و بافت ها رسوب می کند.
توصیه پزشکان کاهش سطح LDL به کمتر از 130 میلی گرم در دسی لیتر است که البته در افرادی که دچار بیماری های قلبی هستند، بهتر است حتی به کمتر از 100 میلی گرم در دسی لیتر هم برسد.
HDL:
HDL به " کلسترول خوب " معروف است، زیرا وظیفه آن برداشت کلسترول اضافی از دیواره رگ ها و انتقال آن به کبد برای دفع کلسترول می باشد.
میزان کم HDL در آزمایش، نشان دهنده دریافت رژیم غنی از کربوهیدرات تصفیه شده است. میزان HDL حدود 20 درصد کل کلسترول است. در بعضی آزمایشات نسبت کلسترول به HDL نیز آورده می شود که بهتر است کمتر از 5 باشد. مناسب ترین میزان آن در مردان بزرگسال بیشتر از 40 و در زنان بزرگسال بیشتر از 50 است. هر چقدر این مقادیر بیشتر باشند از نظر سلامتی مناسب تر است.
در واقع نسبت LDL به HDL ارزش تشخیصی زیادی دارد و بهتر است این نسبت کمتر از 3 باشد. در افرادی که این نسبت در آن ها بین 3 تا 6 قرار دارد، جزو گروه ریسک متوسط هستند و اگر این نسبت بیشتر از 6 باشد، در گروه پُر خطر برای ابتلا به بیماری های قلبی قرار می گیرند.

چربی خون( TG = تری گلیسیرید):
تری گلیسیریدها در واقع دسته ای از چربی های بدن هستند که به عنوان سوخت و تامین انرژی برای متابولیسم بدن به کار می روند.
افزایش سطح آن ها در خون معمولاً نشانه دریافت زیاد کربوهیدرات است و کاهش آن در هیپوتیروئیدی، سوء تغذیه و سوء جذب مشاهده می شود و در مقایسه با کلسترول، ارتباط ضعیف تری با بیماری های قلبی دارد.
سطح آن به دریافت اخیر غذایی بسیار حساس است(خوردن غذای سبک قبل از آزمایش و حتی الامکان مصرف آن عصر روز قبل به طوری که 12 ساعت ناشنا رعایت شود، یکی از همین دلایل است).
میزان مناسب تری گلیسیرید، معمولاً زیر 150 تا 200 بوده و در شرایط سنی مختلف متفاوت است. اگر میزان اندازه گیری شده، ضمن رعایت رژیم غذایی مناسب، بالاتر از 200 بود، توصیه جدی به انجام تمرینات ورزشی منظم روزانه می شود.
اختصارات آزمایش خون
سلام بر دوستان و با نام خدا
فکر کنم کسی نیست که تا به حال به آزمایش خون نرفته باشد چون همانطور که در پستهای قبلی به اهمیت و ضروریت این تست پرداختیم ، تست خون یکی از مهمترین آزمایشات در آزمایشگاه های طبی است و ارزش تشخیصی بسیار بالایی دارد .
اما برای اینکه به اختصارات و اطلاعات لازم از برگه آزمایش دست یابیم نیازمند یکسری تخصص و اطلاعات داریم تا از وضعیت بدنی خون آگاه شویم . ما در این پست به شما کمک می کنیم تا اختصارات آزمایشی را به طور خلاصه فراگیرید و خودتان بدون کمک کسی جواب تست های خونی خود را تفسیر کنید . امیدوارم که مفید واقع شود .
• برای آگاهی از رنج نرمال هر یک از اندیکس ها به اینجا بروید .
• اندیکسهای زیر ، در همه آزمایشات خون (هماتولوژی) وجود دارند و اگر نیاز به توضیح و یا معرفی اندیکس دیگری است کامنت کنین تا اضافه شود .
• برای مشاهده سلول های نرمال در زیر میکروسکوپ به اینجا بروید .


در گذشته اندیکسهای خونی توسط تکنسین انجام میشد ولی رفته رفته به علت نیاز به آزمایش خون ، افزایش جمعیت ، اساسی شدن آزمایش خون برای بسیاری از بیماری ها ، افزایش هزینه و وقت زمانی که توسط تکنسین تست انجام میشد و ........ روش دستی ، جای خود را به دستگاه های پیشرفته و مجهز داد . امروزه در بسیاری از آزمایشگاه ها و بیمارستان های کشور این دستگاه ها نصب و مورد استفاده قرار می گیرد .با همه گستردگی این دستگاه ها باز هم انسان از این پروسه خارج نشده است و کالیبراسیون دستگا ه ها توسط تکنسین انجام می شود .

هماتوکریت - Hematocrit
شاید مهمترین و معروفترین اندیکس خونی باشد که در بین عموم هم رایج است . هماتوکریت درصد گلبولهای قرمز به حجم کلی خون است . واحد هماتوکریت لیتر در لیتر است ولی معمولا به صورت درصد بیان می شود . مقادیر مرجع معمولی برای مردان 41 الی 51 و برای زنان 36 الی 45 است . معمولا کمتر از این مقدار را آنمی و بیشتر از آن را پلی سایتمی می نامند . مقادیر هماتوکریت به سن و جنس و شرایط جغرافیایی بستگی شدیدی دارد به طوری که در ارتفاع زیاد هماتوکریت زیاد (به علت اکسیژن کم) است و یا در افراد سیگاری مقدار هماتوکریت زیاد است . در اطفال زیر ده سال 35 درصد و در نوزادان ممکن است تا 60 درصد هم باشد . پس هماتوکریت نشان دهنده مقادیر کل گلبولهای قرمز خون شما نسبت به کل خون است (کل خون انسان 6 لیتر است ) .

اندیکس های گلبول های قرمز
گلبولهای قرمز دارای ساختار مشخص مقعر و بیضی شکل خاصی دارند هر گونه تغییر در اندازه ، رنگ و شکل ظاهری این سلولها نشان دهنده نوعی نا هنجاری در بدن است . اما برای شناسایی این نا هنجاری ها باید اندیکس های خونی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد . اندیکسهای خونی شامل یکسری اطلاعات از شکل ، اندازه ، رنگ و .. گلبولهای قرمز هستند که توسط دستگاه و فرمولهای ویژه اندازه گیری می شوند . هر گونه تغییر از مقادیر نرمال نشان دهنده تغییر در ساختمان و یا منشا گلبولهای قرمز است . این اندیکس ها توسط هماتوکریت ، غلظت هموگلوبین و تعداد گلبولهای قرمز به دست می آید .

Mean Cell Volume (MCV) | میانگین حجم سلولی
MCV حجم متوسط گلبولهای قرمز است و از هماتوکریت و شمارش گلبولهای قرمز به دست می آید . واحد آن فمتولیتر است . در تالاسمی مقدار این اندیکس کاهش میابد .


MCH = Mean Cell Hemoglobin | محتوای متوسط وزن هموگلوبین
MCH محتوای متوسط وزن هموگلوبین گویچه قرمز است و با استفاده از غلظت هموگلوبین تقسیم بر شمارش گلبولهای قرمز به دست می آید . 45 درصد خون ما از سلولها خونی تشکیل شده است و 55 درصد از پلاسما . از این 45 درصد ، 33 درصد سلولها خونی شامل گلبولهای قرمز است و 33 درصد هر گلبول قرمز از هموگلوبین تشکیل شده است .

Mean Cell Hemoglobin Concentration (MCHC) | میانگین غلظت هموگلوبین سلولی
MCHC غلظت متوسط هموگلوبین در حجم معینی از گلبولهای قرمز است . و با تقسیم هموگلوبین بر هماتوکریت به دست می آید مقدار نرمال ان 33 گرم در دسی لیتر است .

Red Cell Distribution Width (RDW) | پهنای یا عرض گسترش گلبولهای قرمز
این یکی از اندیکس های تازه به دوران رسیده است و چند مدتی است که در تستها درج می شود . تا به حال خودم هم تو این مشکل داشتم . همانوطر که گفتیم گلبولهای قرمز اندازه های تقریبا یکسانی دارند . هر گونه تغییر در اندازه انها را انیزوسیتوز می گویند و این اندیکس نشان دهنده مقدار انیزوسیتوزی گلبولهای قرمز است . مثلا در کمبود اهن نزدیک 18 است . امیدوارم که مفهمو را رسانده باشم .با توجه به اطلاعاتی که دوست عزیر آقای فریبرز در اختیار ما قرار دادند مقادیر RDV از روابط زیر به دست می آید :
RDW=SD/MCV * 100

SD= اندازه بزرگترين RBC - اندازه كوچكترين RBC (بر حسب FL)

اندیکس های مربوط به شمارش سلولهای خونی
مواردی که در بخش قبلی مطرح شد مربوط به گلبولهای قرمز خون بود . ولی در یک جواب آزمایش شمارش سایر سلولها هم انجام و گزارش می شود که کمک فراوانی در شناسایی و تشخیص بیماری می کند . برای نمونه در انمی تعداد گلبولهای قرمز کاهش می یابد و یا در عفونت مقادیر نوتروفیل ها افزایش می یابد . در عفونت و یا لوسمی مقادیر لوکوسیتها (گلبولهای سفید ) افزایش میابد . و یا در ترومبوسایتوپنی مقادیر پلاکت کاهش میابد .
• گلبولهای قرمز
این سلول ها کوچک (8 میکرومتر ) جز کوچکترین سلولهای بدن هستند و 25% کل سلولهای بدن را شامل می شوند . افزایش و کاهش انها نشان دهنده پلی سایتمی و یا انمی است

• گلبولهای سفید
گلبولهای سفید نقش دفاعی در بدن را بر عهده دارند . در برگه آزمایش تعداد نوتروفیلها ، بازوفیلها و ائوزینو فیلها و مونوسیت ها ذکر می شود . 60 – 70 درصد گلبولهای سفید از نوتروفیل ها تشکیل شده است . افزایش انها می تواند نشان دهنده لوسمی یا سرطان خون باشد .

• پلاکت ها
مقادیر پلاکتی هم جزئی دیگر از برگه آزمایش است . پلاکتها وظیفه انعقاد خون را بر عهده دارند .

ESR
مقدار رسوب گلبولهای قرمز است و یک آزمایش عمومی برای بسیاری از ناهنجاری ها است . عوامل مختلفی بر ESR تاثیر دارند . مثلا فیبرینوژن پلاسما و گلوبولین ها و کلسترول درجه رسوب را زیاد و آلبومین پلاسما و لیسیتین درجه رسوب را کاهش می دهد . تغییرات مرفولوژی هم بر ان اثر میگذارد .

توصیه های ایمنی نوروزی
با سلام و آرزوی سالی پربرکت و ایمن
لطفا به مطالب مدرک پیوست توجه نمایید.
سپاس
تعریف ناکافی بودن ویتامین D

تفسير اهميت قرار داشتن سطح سرمي 25- هيدروکسي ويتامين D در دامنه «ناکافي» (ng/ml 30 - 10) به چند دليل چالش برانگيز است: اول اينکه بيشتر آزمايشگاه‌هاي مرجع مرز پاييني دامنه طبيعي 25 - هيدروکسي ويتامين D را تا ميزان ng/ml‌30 بالا برده‌اند. دوم اين‌ که اگرچه روش‌هاي مختلفي براي اندازه‌گيري 25 - هيدروکسي ويتامين D وجود دارد (روش‌هاي راديواکتيو - ايمونولوژيک، روش‌هاي اتصال آنزيمي و کروماتوگرافي مايع همراه با اسپکتروسکوپي حجمي)، دقت و صحت اين روش‌ها خصوصا در آزمايشگاه‌هاي غيرمرجع همچنان مشکل‌‌ساز است. سوم اينکه سطوح 25 - هيدروکسي ويتامين D بسته به فصول مختلف، ميزان مواجهه با نور خورشيد و مصرف تغذيه‌اي، تفاوت مي‌کند. به عنوان مثال در عرض‌هاي جغرافيايي بالا، سطوح سرمي 25 - هيدروکسي ويتامين D از انتهاي تابستان تا اواسط زمستان به ميزان 20 کاهش مي‌يابد درحالي که، 3 دقيقه مواجهه تمام بدن با نور خورشيد در طول تابستان باعث توليد سريع ويتامين D مي‌شود. مواجهه منظم با نور خورشيد (بسته به شدت آن) مي‌تواند باعث افزايش سطوح سرمي 25 - هيدروکسي ويتامين D شود.

سطح سرمي 25 - هيدروکسي ويتامين D چه چيزي را نشان مي‌دهد؟ ويتامين D به‌وسيله تبديل غيرآنزيمي پرويتامين D به پره ويتامين D در پوست‌ حين مواجهه با نور خورشيد حاوي پرتوهاي فرابنفش در محدوده باريک 315 - 290 نانومتر، توليد مي‌شود (شکل 1). مقداري از ويتامين D نيز از منابع غذايي تامين مي‌شود (بينIU 200 - 100 در روز). ويتامين D در کبد به 25 - هيدروکسي ويتامين D که يک شکل نسبتا محلول در آب با نيمه عمر کمتر از ويتامين D است تبديل و پس از اتصال به پروتئين متصل شونده به ويتامين D وارد گردش خون مي‌شود. تقريبا 50 - 40 از 25 - هيدروکسي ويتامين D در گردش از تبديل پوستي به وجود مي‌آيد. شکل فعال ويتامين D يعني 25، 1ـ دي‌هيدروکسي ويتامين D اساسا در کليه‌ها توليد مي‌شود. ميزان سطوح در گردش اين شکل از ويتامين D کمتر از 25- هيدروکسي ويتامين D است اما ميل ترکيبي آن با گيرنده ويتامين D بسيار بيشتر و قدرت زيستي آن بالاتر است. پايين بودن سطوح1،25- دي‌هيدروکسي ويتامين D بيانگر پايين بودن سطوح 25- هيدروکسي ويتامين D نيست. اما مي‌تواند ناشي از علل ديگر و بيش‌از همه نارسايي کليه و به ميزان کمتر استئومالاسي استخواني باشد.

سطح 25- هيدروکسي ويتامين D سرم بهترين نشانگر وضعيت کلي ويتامين D در نظر گرفته مي‌شود زيرا اين سنجه، مقادير کلي ويتامين D حاصل از مصرف مواد غذايي، مواجهه با نور خورشيد و نيز تبديل ويتامين D از ذخاير چربي در کبد را نشان مي‌دهد. براساس بررسي پيمايشي ملي ارزيابي سلامت و تغذيه(1) (NHANES)، در ايالات متحده متوسط مصرف تغذيه‌اي ويتامين D (شامل مکمل‌ها) ممکن است اندک و در حد مقاديري معادل IU‌200 در روز باشد (با لحاظ کردن تفاوت‌هاي سني موجود). توليد پوستي ويتامين D بسته به رنگ پوست، عرض جغرافيايي، فصل، پوشش، سن، استفاده از کرم ضد آفتاب و اوضاع جوي منطقه‌اي کاملا متفاوت است. سطوح 25- هيدروکسي ويتامين D با توجه به پيگمانتاسيون بيشتر پوست در سياه‌پوستان، بسيار کمتر از سفيد‌پوستان است. در سفيد‌پوستان سالم سطوح سرمي 25- هيدروکسي ويتامين D ممکن است بسته به عوامل محيطي، هورموني، ژنتيک و تغذيه‌اي تفاوت کند. به عنوان مثال شاخص توده بدن (BMI) با سطح سرمي 25- هيدروکسي ويتامين D نسبت معکوس دارد و در بيماران چاق سطوح اين شکل ويتامين D معمولا در محدوده ng/ml 20- 10 (nmol/l، 50 ـ 25) است. اين تفاوت‌ها مي‌تواند تا حدي ناشي از کمتر بودن ميزان فعاليت بدني و مواجهه با نور خورشيد در افراد چاق در مقايسه با افراد لاغر باشد. عوامل متعددي مي‌توانند باعث سطوح سرمي بسيار پايين ويتامين D (زير ng/ml 10) باشند که از آن جمله مي‌توان به مصرف تغذيه‌اي پايين ويتامين D همراه با مواجهه ناچيز با نور خورشيد؛ سوءجذب ناشي از بيماري التهابي روده، آنتروپاتي گلوتن، جراحي معده، بيماري صفراي يا رشد بيش‌از حد باکتري‌ها در روده؛ استفاده از داروهاي ضدتشنج (مانند فنوباربيتال يا فني‌تويين) و استفاده طولاني‌مدت از گلوکوکورتيکوييدها اشاره کرد.

تعيين سطحي از 25- هيدروکسي ويتامين D که به عنوان کمبود يا ناکافي بودن آن در نظر گرفته شود به محدوده طبيعي تعريف شده بستگي دارد. بيشتر براساس نظر سازمان جهاني بهداشت (WHO) سطوح کمتراز ng/ml 10 به عنوان کمبود و سطوح کمتر از ng/ml 20 به عنوان ناکافي بودن ويتامين D درنظر گرفته مي‌شدند. با اين حال با تغييرات اخير در محدوده مرجع آزمايشگاهي، محدوده طبيعي به صورت سطح سرمي ng/ml 76 - 30 (nmol/L‌190- 75) تعريف مي‌شود. درصورت استفاده از اين محدوده جديد شيوع تخميني ناکافي بودن ويتامين D تا ميزان 80 - 50 از جمعيت عمومي بالا مي‌رود. براساس داده‌هاي NHANES براي سال‌هاي 2005و 2006، متوسط سطح 25- هيدروکسي ويتامين D در چندين گروه سني معادل ng/ml‌24 (nmol/L‌60) بوده است که براساس برخي استانداردها در محدوده ناکافي قرار مي‌گيرد.

دو استدلال براي قرار دادن حد پاييني محدوده طبيعي 25- هيدروکسي ويتامين D به ميزان ng/ml 30 وجود دارد: اول اينکه براساس نتايج مطالعات منتشر شده ظرف چند سال گذشته در صورت افت سطوح 25 - هيدروکسي ويتامين D به زير ng/ml‌30 سطوح هورمون پاراتيروييد (PTH) افزايش مي‌يابد و دليل دوم اين که براساس مطالعات قديمي‌تر ميزان جذب فعال کلسيم در صورتي حداکثر خواهد بود که سطح 25- هيدروکسي ويتامين D معادل
ng/ml 30 باشد. با اين حال هر دوي اين استدلال‌ها اکنون زير سوال رفته‌اند. داده‌ها حاکي از آنند که ارتباط بين PTH و 25- هيدروکسي ويتامين D از منحني خاص تبعيت نمي‌کند و در مواردي که سطوح 25ـ هيدروکسي ويتامين D بين ng/ml 30 - 20 است تفاوت‌هاي چشمگيري در سطح PTH مشاهده مي‌شود. به علاوه سطح آستانه‌اي مطلقي براي ميزان سرمي 25- هيدروکسي ويتامين D وجود ندارد که در آن سطح ميزان PTH افزايش پيدا کند. در عين‌حال اگرچه اطلاعات حاصل از بررسي دوگانه ايزوتوپ‌ها از بيشترين صحت براي اندازه‌گيري جذب کلسيم برخوردار است، مطالعات انجام گرفته براي تعيين سطح دقيق 25- هيدروکسي ويتامين که در مقادير بالاتر از آن جذب کلسيم صورت نمي‌پذيرد انجام نگرفته‌اند. به طور کلي حداکثر جذب کلسيم در سطوح ng/ml 30 - 20 صورت مي‌پذيرد.

 

ويتامينD و سلامت استخوان

اگرچه کانون توجهات اخير بر تاثيرات غيراستخواني ويتامينD معطوف گشته‌اند، نقش حياتي ويتامينD در معدني‌سازي استخوان به خوبي به اثبات رسيده است. از اين رو دور از ذهن نيست که بيشتر مطالعات انجام گرفته درباره ويتامينD به ارزيابي پيامدهاي سلامت استخواني پرداخته باشند.

چندين مطالعه مشاهده‌اي درباره همراهي بين سطوح سرمي25- هيدروکسي ويتامينD و سلامت استخواني نتايج متناقضي در بر داشته‌اند. گزارشي از اوتاوا درباره 15 مطالعه (3 مطالعه همگروهي آينده‌نگر و 12 مطالعه مورد - شاهدي) نتيجه گرفته است که همراهي‌هاي بين غلظت‌هاي سرمي 25- هيدروکسي ويتامينD و موارد شکستگي، زمين خوردن و نسخه‌هاي عملکرد (آزمون‌هاي الگوي راه رفتن [gait]، ثبات بدن و فعاليت) در زنان يائسه يا مردان مسن متناقض بوده‌اند. يک گزارش جديد‌تر از آژانس پژوهش‌ها و کيفيت مراقبت سلامت(1) (AHRQ) و مرکز پزشکي Tufts درباره همين مطالعات مشاهده‌اي نتيجه گرفته است که شواهد متعادل يا معقولي دال بر همراهي بين سطوح پايين‌تر 25- هيدروکسي ويتامينD و افزايش خطر زمين خوردن در افراد مسن ساکن در آسايشگاه‌ها وجود دارد.

کارآزمايي‌هاي تصادفي‌شده شاهددار درباره درمان تکميلي با ويتامين D به بررسي تاثيرات آن بر پيامد‌هاي استخواني پرداخته‌اند؛ اما در بيشتر اين کارآزمايي‌ها درمان تکميلي همزمان با ويتامينD و کلسيم مورد استفاده قرار گرفته‌است که اين موضوع امکان جداکردن تاثيرات اختصاصي مربوط به ويتامينD را ناممکن مي‌سازد. نتايج يک فرابررسي انجام گرفته در سال 2007 بر روي 29 کارآزمايي درباره درمان تکميل با کلسيم و ويتامينD يا کلسيم به تنهايي نشان داده است که مصرف تکميلي روزانه 1200 ميلي‌گرم کلسيم و حداقل IU‌800 ويتامينD باعث کاهش ميزان شکستگي و افزايش خفيف در تراکم معدني استخوان مي‌شود، با اين حال ارتباط بين سطوح سرمي 25- هيدروکسي ويتامينD و پيامدهاي استخواني در اين مطالعه مورد ارزيابي قرار نگرفته‌اند. يکي از فرابررسي‌هاي گروه کاکرين (Cochrane) در سال 2009 بر روي 10 کارآزمايي ارزيابي‌ تاثيرات درمان تکميلي با ويتامينD تنها و 8 کارآزمايي ارزيابي‌کننده تاثيرات ويتامينD به همراه کلسيم نشان داده است ارتباط معني‌داري بين درمان تکميلي با ويتامينD به تنهايي و کاهش خطر شکستگي وجود ندارد. اما به هرحال، اين مطالعه نتيجه‌گيري فرا‌بررسي سال 2007 را درباره تاثير مرزي کلسيم به همراه ويتامين D، در کاهش خطر شکستگي در بيماران مسن در مقايسه با عدم درمان تکميلي، تاييد نموده است (نسبت شانس: 89 ، فاصله اطمينان 95 : 99 - 80).

با وجود داده‌هاي مشاهده‌اي مطرح کننده همراهي معکوس بين سطوح سرمي 25- هيدروکسي ويتامين D و خطر زمين خوردن در افراد مسن ساکن در آسايشگاه‌ها، شواهد موجود در اين زمينه غير‌قطعي هستند به طوري که برخي مطالعات حاکي از سودمندي و برخي ديگر حاکي از بي‌تاثير بودن درمان تکميلي با ويتامينD بر خطر شکستگي يا زمين‌ خوردن در جمعيت‌هاي مختلف بوده‌اند. به همين ترتيب يک مطالعه تصادفي‌شده انجام گرفته به وسيله برنامه سلامت زنان(1) حاکي از کاهش غيرمعني‌دار در شکستگي‌هاي هيپ در زنان دريافت‌کننده دوز کلي IU‌700 ويتامين D در روز و بيش ‌از 2000 ميلي‌گرم کلسيم در روز بوده است. با اين‌حال بالا بودن ميزان مصرف کلسيم (به طور متوسط 1200 - 1100 ميلي‌گرم در روز) و ويتامين D (تقريبا IU 300 در روز) در گروه دارونما مي‌تواند باعث محدود شدن توانايي پژوهشگران در تشخيص تاثيرات درمان تکميلي شده باشد. تحليل‌هاي زيرگروهي روي زنان بالاي 60 سال و بيماراني که نسبت به رژيم تکميلي خود پايبند بودند حاکي از کاهش معني‌دار ميزان شکستگي‌هاي هيپ به دنبال درمان تکميلي بوده است؛ هرچند تفسير اين نتايج بايد با احتياط توام باشد. کارآزمايي‌هاي تصادفي شده درباره درمان تکميلي با ويتامينD2 يا D3 (با دوزهاي روزانه بين IU 822 - 400) نيز نتوانسته‌اند تاثيرات معني‌دار درمان تکميلي با ويتامينD را بر خطر شکستگي يا زمين‌خوردن در افراد مسن نشان دهند. با اين حال در يکي از اين کارآزمايي‌ها درمان تکميلي با ويتامينD با دوز IU‌400 در روز باعث بهبود سرعت راه‌ رفتن و کاهش حرکات جانبي بدن شده است.

چندين مطالعه مشاهده‌اي بزرگ به اين مسأله پرداخته‌اند که آيا سطح آستانه‌اي از 25- هيدروکسي ويتامينD وجود دارد که احتمال بروز پيامدهاي استخواني نامطلوب در زير آن سطح بيشتر باشد يا خير. دريک مطالعه بر روي مردان مسن، سطوح کمتراز ng/ml‌16 (nmol/l‌40) با افزايش خطر شکستگي همراهي داشته است درحالي که در مطالعه‌اي ديگر در مردان داراي سطوح کمتراز ng/ml‌20، ميزان پوکي استخوان در ناحيه فمور، بيشتر از مرداني بوده است که سطوح بالاتري داشته‌اند. در يک مطالعه طولي با عنوان شکستگي‌هاي استئوپروزي در مردان(1)، ميزان خطر شکستگي هيپ در مرداني که سطوح سرمي 25- هيدروکسي ويتامينD در آنها کمتراز ng/ml‌20 بوده، بيشتر از مرداني گزارش شد که سطوح سرمي بالاتري داشته‌اند. در يک مطالعه آينده‌نگر روي زنان مسن، سطوح 25- هيدروکسي ويتامينD بينng/ml‌26-24(nmol/l‌65 - 60) با کمترين خطر شکستگي هيپ همراه بوده است و در سطوح بالاتر کاهش بيشتري در خطر مشاهده نشده است. با اين حال يک مطالعه روي زنان مسن نيوزيلندي نشان داده است سطوح 25ـ هيدروکسي ويتامين D کمتراز ng/ml‌20 با افزايش خطر شکستگي طي 5 سال پيگيري همراهي نداشته است.

 

ويتامينD و ساير تاثيرات بر سلامت

مطالعات مشاهده‌اي در همگروه‌هاي بزرگ نشان‌دهنده همراهي‌هاي معني‌دار بين سطوح پايين 25- هيدروکسي ويتامينD (يعني کمتر از ng/ml‌20) با افزايش خطر اختلالات متابوليک، نئوپلاستيک و ايمني مانند ديابت نوع 1 و مولتيپل ‌اسکلروز بوده‌اند. دو اختلالي که واجد بيشترين ارتباط با سطوح پايين ويتامينD هستند عبارتند از آترواسکلروز و ديابت. به عنوان مثال افزايش معني‌دار خطر ديابت نوع 2 در افراد داراي سطوح ويتامينD ناکافي (کمتراز ng/ml‌30) حتي پس از تعديل براساس BMI و درصد چربي بدن گزارش شده است. به همين ترتيب يک مطالعه آينده‌نگر ديگر حاکي از آن بوده است که سطوح سرمي 25- هيدروکسي ويتامينD کمتراز ng/ml 20 با افزايش خطر بيماري قلبي - عروقي همراهي دارد. با اين حال داده‌هاي کافي حاصل از کارآزمايي‌هاي شاهد‌دار تصادفي شده بزرگ در مورد نقش درمان تکميلي با ويتامين D در کاهش خطر ساير بيماري‌هاي مزمن غير از استئوپروز ناکافي هستند.

 

حوزه‌هاي عدم قطعيت

ديناميک ذخيره‌سازي و ورود مجدد ويتامين D به گردش خون همچنان و خصوصا در افراد چاق به طور کامل مشخص نشده است. رژيم‌هاي درماني بهينه از نظر دوز ويتامين D تجويزي همچنان نامعلوم باقي مانده‌اند. به طور کلي به ازاي هر IU 100 ويتامين D مصرفي، سطح سرمي 25- هيدروکسي ويتامينD تقريبا به ميزانng/ml‌1 (nmol/L‌3) افزايش مي‌يابد و هرچه سطح 25- هيدروکسي ويتامينD پايه کمتر باشد ميزان افزايش با درمان تکميلي ويتامينD بيشتر خواهد بود. بيشتر کارآزمايي‌هاي ارزيابي‌کننده همراهي بين سطوح 25 - هيدروکسي ويتامين D و خطر شکستگي و زمين‌خوردن از دوزهاي روزانه IU 1000- 400 ويتامينD استفاده کرده‌اند. داده‌هاي موجود درباره تاثيرات درمان تکميلي طولاني‌مدت با دوزهاي بالاتر از IU‌1000 در روز ناکافي هستند. نتايج يک کارآزمايي تصادفي شده با شاهد دارونما در افراد مسن غيرساکن در آسايشگاه‌ها که اخيرا منتشر شده حاکي از آن است که ميزان زمين خوردن و شکستگي در بيماراني که به مدت 3 سال دوز خوراکي معادل IU 000/500 ويتامين D يک بار در سال دريافت کرده‌اند در مقايسه با افراد درمان شده با دارونما خصوصا در 3 ماه اول پس‌از دريافت دارو، به ميزان معني‌داري بيشتر بوده است. اين نتايج نشان مي‌دهند دوزهاي بالاي متناوب ويتامين D در مقايسه با دوزهاي روزانه ممکن است متابوليسم و مصرف متفاوتي داشته باشند. در نهايت بايد گفت داده‌هاي حاصل از کارآزمايي‌هاي شاهددار تصادفي شده بزرگ که با هدف تعيين تأثير درمان تکميلي با ويتامين D بر خطر ساير بيماري‌هاي عمده ديگر مانند سرطان کولون (که داده‌هاي مشاهده‌اي درباره آنها حاکي از کاهش خطر با درمان تکميلي است) طراحي شده باشند، اندک هستند. کارآزمايي درحال انجام ويتامينD و امگا - 3 (1)(VITAL) که يک کارآزمايي 5 ساله تصادفي شده با شاهد دارونما روي 000/20 مرد و زن آمريکايي است به بررسي تاثير درمان تکميلي با ويتامين D(2000IU در روز) با يا بدون درمان تکميلي همراه با اسيدهاي چرب امگا - 3 در پيشگيري اوليه از سرطان و بيماري‌هاي قلبي - عروقي پرداخته است.

سميت ناشي از مصرف مکمل‌هاي ويتامينD نادر و اصولا به صورت هيپرکلسمي حاد است که معمولا در نتيجه مصرف دوزهاي بيشتر از IU 000/10 در روز ايجاد مي‌شود و با سطوح سرمي 25 ‌- هيدروکسي ويتامين D واضحا بالاتر از ng/ml‌150 (nmol/L‌375) همراهي دارد. سطوح بالايي قابل تحمل روزانه ويتامين D مصرفي که اخيرا از سوي مؤسسه پزشکي ايالات متحده (IOM) تعيين شده است معادل IU 4000 است. تاثيرات بلندمدت درمان تکميلي با دوزهاي بالاتر از IU 4000 در روز ناشناخته است و خطرات احتمالي را نمي‌توان رد کرد. مطالعات مشاهده‌اي اخير حاکي از همراهي بين سطوح سرمي 25‌- هيدروکسي ويتامين D بالاتر از ng/ml‌60 (mmol/L‌150) و افزايش خطرات سرطان پانکراس، کلسيفيکاسيون عروقي و مرگ به تمامي علل بوده‌اند؛ با اين حال ماهيت مشاهده‌اي اين مطالعات مانع از ارزيابي وجود يا عدم وجود يک رابطه علت و معلولي مي‌شود. به مطالعات طولي و کارآزمايي‌هاي شاهد‌دار بيشتري دراين زمينه نياز است.

مطالعات متعدد نشان داده‌اند که درمان تکميلي با ويتامينD مي‌تواند بيش‌از همه در کاهش شکستگي‌ها و موارد زمين خوردن در افراد مسن ساکن در آسايشگاه‌ها که سطوح سرمي 25‌- هيدروکسي ويتامينD در آنها اغلب کمتر از ng/ml‌20 است، موثر باشد. با اين حال دوز جايگزيني بهينه در اين گروه هنوز مشخص نشده است. به يک کارآزمايي تصادفي شده بزرگ و طولاني‌مدت براي ارزيابي تأثيرات چندين دوز مختلف ويتامين D بر نسخه‌هاي عملکرد فيزيکي و ميزان بروز زمين خوردن و شکستگي در افراد مسن ساکن در آسايشگاه‌ها نياز است.

 

راهکارهاي مجامع تخصصي

دريک کارگاه بين‌المللي درباره ويتامين D که در سال 2007 برگزار شد دراين مورد اتفاق‌نظر بود که بيشتر جمعيت جهان مقادير کافي ويتامين D براي حفظ توده استخواني سالم و به حداقل رسيدن خطر شکستگي را دريافت نمي‌کنند. شرکت‌کنندگان در اين کارگاه همچنين متفق بودند که ناکافي بودن ويتامين D باعث کاهش قدرت عضلات و افزايش خطر زمين خوردن مي‌شود. توصيه اين گروه که مبتني بر داده‌هاي مشاهده موجود بود، کمترين سطح سرمي 25- هيدروکسي ويتامينD را معادل ng/ml‌20 در نظر گرفت. سه سال بعد انجمن استئوپروز کانادا(2) با انتشار گزارشي عنوان داشت که سطح
25‌- هيدروکسي ويتامين
D بايد حداقل معادل ng/ml‌30 باشد و ناکافي بودن ويتامينD به مواردي اطلاق مي‌شود که سطوح اين ويتامين بين ng/ml‌29‌- 10 باشد. در سال 2010، بنياد بين‌المللي استئوپروز(3) با انتشار بيانيه‌اي درباره وضعيت ويتامينD بر پايه داده‌هاي مشاهده‌اي توصيه کرد سطح سرمي هدف 25- هيدروکسي ويتامينD در تمام افراد مسن معادل ng/ml‌30 در نظرگرفته شود. براين اساس ممکن است در برخي افراد براي رسيدن به اين سطح توصيه شده مصرف تا IU 2000 ويتامين D در روز ضروري باشد. در مقابل گزارش IOM که مبتني بر شواهد حاصل از مطالعات مشاهده‌اي و کارآزمايي‌هاي تصادفي شده اخير است عنوان مي‌دارد که سطح سرمي 25‌- هيدروکسي ويتامين D معادل ng/ml‌20 باعث محافظت 5/97 از جمعيت در برابر پيامدهاي استخواني نامطلوب مثل شکستگي و زمين خوردن خواهد شد.

 

 

 

نتيجه‌گيري و توصيه‌ها

بيمار توصيف شده در ابتداي مقاله، يک زن يائسه سالم با تراکم معدني استخوان کمي پايين و سطح 25‌- هيدروکسي ويتامينD معادل ng/ml 21 است. اگرچه آزمايشگاه انجام دهنده اين آزمايش و بسياري از آزمايشگاه‌هاي ديگر اين سطح ويتامينD را ناکافي در نظر مي‌گيرند اين بيمار مشخصا دچار کمبود ويتامينD نيست. براساس ابزار ارزيابي خطر شکستگي(4) (FRAX) که به وسيله WHO تدوين شده است احتمال اينکه اين بيمار ظرف 10 سال آينده دچار شکستگي هيپ شود کمتر از 1 است. به علاوه اين بيمار در معرض خطر افزايش يافته زمين خوردن نيست و بعيد به نظر مي‌رسد دچار استئومالاسي باشد. از اين رو براي بيماراني از اين دست داشتن يک برنامه ورزشي و مصرف کلسيم کل روزانه معادل 1200 ميلي‌گرم کافي به نظر مي‌رسد؛ تنها نکته باقي مانده مناسب بودن تجويز مکمل ويتامينD براي اين بيمار و دوز احتمالي آن است هرچند براساس راهکارهاي جديد IOM مصرف روزانه IU‌600 ويتامين D براي زنان يائسه‌اي که در معرض خطر بالاي شکستگي يا زمين‌خوردن قرار ندارند و IU‌800 براي کساني که از نظر ابتلا به استئوپروز بسيار پرخطر هستند يا سن بالاي 70 سال دارند توصيه مي‌شود. شايان ذکر است با وجود توجهات اخير رسانه‌ها نسبت به نقش احتمالي ويتامين D در کاهش خطر بيماري‌هاي مزمن مختلف، اين فرضيه بايد از طريق کارآزمايي‌هاي بزرگ شاهددار تصادفي شده ارزيابي شود و در حال حاضر نمي‌توان ويتامين D را با هدف کاهش خطر بيماري قلبي يا سرطان تجويز نمود.

 

منبع:

Rosen CJ. Vitamin D insufficiency. New England Journal of Medicine January 20, 2011; 364: 248- 54.

کتاب "راهنمای سلامت در ماه مبارک رمضان"

روزه داری (fasting) چیست ؟

روزه بر خلاف معنای لغوی آن تنها به معنای کم خوردن نیست ، بلکه در دین مبین اسلام ، روزه داری معنایی فراتر داشته ، پرهیز از خوردن و آشامیدن ، خوداری از روابط جنسی ، عدم مصرف دخانیات و لب فرو بستن از اعمال نکوهیده ای چون غیبت و دروغگویی را برای مدت یک ماه از اذان صبح تا اذان مغرب شامل می شود . این مسئله به حدی مهم است که حضرت پیامبر (ص) در این مورد فرموده اند : «بسا روزه داری که بهره اش از روزه گرسنگی و تشنگی است و بسا شب زنده داری که سهم او از عبادت شبانه فقط بی خوابی است » . (امام طوسی ۶۶۱)

روزه داری عبارت است از اجرای یک برنامه کامل و منظم بهداشتی که در ان بهداشت جسم و بهداشت روان هر دو مد نظر قرار دارد .
امروزه به خوبی به اثبات رسیده است که زیاده روی در خوردن غذا نه تنها سلامت جسم انسان را به مخاطره می اندازد ، بلکه با تعالی روح نیز در تضاد است . پر خوری ، حس خود خواهی و زیاده طلبی را در وجود انسان تقویت نموده ، روح او را خموده و افسرده می سازد ، آن را از تعالی باز داشته و آدمی را مغلوب شهوات و هواهای نفسانی می نماید . از پیامبر اکرم (ص ) چنین نقل است : از زیادی غذا بپرهیزید ؛ چرا که نشان قساوت بر دل می نهد، بدن را در فرمانبرداری از خدا کند می کند و او را از شنیدن اندرزها ناشنوا می سازد .

 

در دانستنیهای پزشکی مطالب کامل این کتاب به نوشته دکتر علی یزدی نژاد و دکتر سید رمضان محسن پور خواهد آمد.

فلفل سبز

در غذاها به عنوان چاشنی از آن استفاده میگردد و مصارف دیگر هم دارد که در ذیل به آن اشاره خواهد شد. فلفل گیاهی است كه در آب و هوای نیمه گرمسیری و گرمسیری می روید. میوه آن در پوشش‌های غلافی بلند كه به موازات رسیدن، رنگ قرمز، نارنجی یا زرد به خود می گیرد، می‌روید.میوه این گیاه به صورت خام، پخته شده، خشك یا در قالب چاشنی پودری در صنایع غذایی و دارویی، مصرف می‌شود.

 

تركیبات گیاه

تحقیقات نشان داده است كه اسید بیرنگ كپساسین به عنوان فعالترین عنصر موجود در فلفل می‌باشد.

کپساسین، سبب كاهش میزان كلسترول خون و كاهش شدت سیگنال‌های درد در بدن می‌شود. این ماده همچنین خاصیت ضد اكسیدی (كه سلول‌های شما را از آسیب دیدن محافظت می‌كند) و ضد باكتری دارد.

"كپساسین" ماده ای در فلفل است كه سبب گرم بودن این گیاه می‌شود. هر چند كه فلفل گیاهی گرم است، اما كپساسین موجود در آن در واقع سبب كاهش درجه حرارت بدن می‌شود كه یكی از دلایل اصلی تمایل مردم مناطق آب و هوایی گرم به مصرف زیاد فلفل محسوب می‌شود.

این ماده همچنین به بسیاری از خواص درمانی فلفل كمك می‌كند تا سیستم قلبی - عروقی را تحریك، سیستم هاضمه را تقویت، درد موجود روی پوست یا مفاصل بدن را تسكین بخشد، و به مثابه "داروی ضد احتقاق و ضد باكتری" عمل می‌كند.


فلفل میزان كلسترول خون را پایین می‌آورد. كه این امر باعث پایین آمدن فشارخون می‌شود.

این گیاه همچنین از انعقاد خون در رگ‌های خونی جلوگیری می‌كند، این خواص فلفل به پیشگیری از بیماری‌های قلبی نظیر آرترواسكلروز (سخت شدن رگ‌ها) كمك می‌كند.


هر چند فلفل سبب سوزش زبان می‌شود، اما این گیاه واقعاً مسكنی قوی است. این گیاه ابتدا سبب تحریك درد می‌شود، اما سپس شدت علایم درد را در بدن كاهش می‌دهد.این حالت، آنرا برای افرادی كه از درد مزمن رنج می‌برند به طرز خاصی مؤثر كرده است چون چندین روز طول می‌كشد كه نتایج قابل توجه آن معلوم گردد.

آنهایی كه از زونا، درد ناشی از دیابت، درد پس از برداشتن پستان (ماستكتومی) و سایر دردهای پس از عمل جراحی رنج می‌برند، می‌توانند به ویژه از چندین نوع فلفل یا انواع "كرم‌های كپساسین" كه قابل دسترسی است، بهره ببرند.

كپساسین موجود در فلفل نه تنها درد آرتروز و آرتریت روماتیسمی را تسكین می‌دهد، بلكه به كاهش میزان ورم ناشی از این حالات وقتی كه به عنوان پماد موضعی مورد استفاده قرار گیرد، كمك می كند.

فلفل با تحریك تولید مایعات هاضمه در معده و نابودی باكتریهایی كه می‌توانند عامل عفونت باشند، قدرت هضم را تقویت می‌كند.

خاصیت ضد باكتری فلفل همچنین از اسهال ناشی از عفونت جلوگیری می‌كند. این گیاه به عنوان داروی ضد احتقان، سبب رقیق و نازك شدن خلط و خارج شدن آن از ریه‌ها می‌شود. از آنجا كه این گیاه بافت ریه را تقویت می‌كند، در نتیجه برای آن‌هایی كه مبتلا به آمفیزم هستند نیز مفید است.


اشكال موجود

فلفل را می توان با خوردن فلفل قرمز خام یا پخته شده مصرف كرد. پودر فلفل قرمز خشك نیز موجود است كه می توان آنرا به غذا اضافه كرد، در مایعات، چای یا شیر مخلوط كرد یا كپسول آنرا مصرف كرد.


نحوه مصرف

چون فلفل برای قلب خیلی مفید است، اضافه كردن مرتب ان به غذا یا مصرف كپسول آن می‌تواند از بیماری قلبی پیشگیری كند. هر چند فلفل یك چاشنی محسوب می‌شود، اما این ماده واقعاً به هضم بدن كمك می‌كند و برای اغلب زخم ها تحریك آور نیست. این ماده حتی در میزان مصرف پایین نیز قوی است، لذا بهتر است كه بیشتر از مقداری با غذا میل می‌كنید از این ماده استفاده نكنید.


كرم یا پودر فلفل به عنوان نوعی مسكن می تواند در تسكین درد دندان، زونا، آرتریت، پسوریازیس و سایر انواع دردهای مزمن مفید باشد، هر چند ممكن است مصرف این ماده سبب سوزش یا خارش نسبی گردد، اما این عارضه به زودی از بین می‌رود. چون فلفل ابتدا با تحریك و سپس كاهش شدت سیگنال‌های درد در بدن مؤثر واقع می‌شود، لذا ممكن است درد كمی شدت پیدا كند، سپس باید ظرف چند روز اول مصرف، این اثر تا حد زیادی از بین برود.

ضرر قلیان بیشتر از سیگار

کشیدن یک یا دو بار قلیان در روز، فرد استفاده‌ کننده را دچار اعتیاد می ‌کند، در حالی ‌که تصور غلط جامعه این است که دود حاصل از قلیان از آب رد می‌ شود و مواد سمی آن از بین می‌ رود.

ششمین کنگره ی سراسری بیماری‌های ریه بهانه‌ای بود تا متخصصان یک بار دیگر اعلام کنند که خطرات قلیان، اگر بیشتر از سیگار نباشد، کمتر نیست.

دکتر روزبه نقشین، دبیر انجمن متخصصان ریه تاکید کرد:

"کشیدن قلیان حجم تنفسی بدن را کاهش داده و مواد سمی ناشی از نوع توتون و تنباکوی قلیان، سلامت افراد را با خطر روبرو می ‌کند." او با انتقاد از رواج استفاده از اسانس در ترکیب تنباکوها گفت: "این ترکیب به ‌علت حرارت زیاد، موادی را وارد بدن می‌ کند که عوارض ناگواری برای انسان به ‌دنبال دارد."

دبیر اجرایی ششمین کنگره ی سراسری بیماری‌های ریه، قلیان را اعتیادآور دانست و گفت:"کشیدن یک یا دو بار قلیان در روز، فرد استفاده‌ کننده را دچار اعتیاد می ‌کند، در حالی ‌که تصور غلط جامعه این است که دود حاصل از قلیان از آب رد می‌ شود و مواد سمی آن از بین می‌ رود."

هر وعده قلیان برابر یک پاکت سیگار

مانند بسیارى از کشورهاى خاورمیانه، قلیان یکى از وسایل تفریحى رایج در ایران است که اگرچه بارها از سوی مسئولان وزارت بهداشت و نیروی انتظامی مصرف آن در اماکن عمومی و به خصوص سفره‌خانه‌های سنتی منع شده،‌ اما ظاهراً به راحتی نمی ‌شود، شر آن را از چنین مکان‌هایی کم کرد.

متخصصان اعلام می‌ کنند که مصرف‌ کنندگان قلیان، در هر بار مصرف، دود بسیار زیادتری را در مقایسه با کشیدن یک نخ سیگار دریافت می‌ کنند.

افراد سیگاری که به طور متداول ‌8 تا ‌12 نخ سیگار در روز مصرف می‌ کنند، به طور متوسط با ‌40 تا ‌75 پُک که به مدت ‌5 تا ‌7 دقیقه به طول می ‌انجامد، حدود ‌5 تا 6 لیتر دود استنشاق می‌ کنند و این در حالی ‌است که مصرف ‌کننده ی قلیان در هر وعده مصرف که به طور متداول ‌20 تا ‌80 دقیقه طول می ‌کشد، حدود ‌50 تا ‌200 پُک می ‌زند که هر پک به طور متوسط حاوی ‌15/0 تا یک لیتر دود است.

دود به همراه رطوبت

دکتر ایرج خسرو‌نیا،‌ رئیس انجمن پزشکان داخلی ایران، با اشاره به اینکه دود قلیان همان مضرات سیگار را دارد، در مورد سایر عوارض کشیدن قلیان می‌ گوید:

"به دلیل مرطوب بودن راه‌های هوایی و مجرای خروج دود، قلیان می ‌تواند عامل مهمی جهت رشد میکروب ها و قارچ ها باشد.

تحقیقات اخیر نشان داده‌اند که کشت مواد داخل لوله ی قلیان حاوی صدها نوع قارچ و میکروب بوده و این میکروب‌ها و قارچ ها به راحتی توسط دود، وارد دستگاه تنفس شده و ایجاد عفونت های مزمن می‌ کند.

در ابتدا شخص متوجه بیماری خود نمی ‌شود، ولی سال های بعد به دلیل نفوذ این قارچ ها و میکروب ها در لایه‌های مختلف ریه، بیماری هایی مثل برونشیت،‌ برونشکتازی،‌ آمفیزم ریه و در نهایت آسم ایجاد می شود. این در حالی است که شخص هنگامی به بیماری خود پی می ‌برد که متأسفانه چاره‌ای جز تحمل بیماری تا آخر عمر نخواهد داشت."

دکتر خسرونیا با اشاره به اینکه شخص مبتلا به بیماری‌های مختلف ریه اگر به استعمال دخانیات و کشیدن قلیان ادامه بدهد بدون شک مبتلا به سرطان ریه و دستگاه تنفسی خواهد شد، اضافه می ‌کند:"متأسفانه به اکثر تنباکو‌هایی که در سال های اخیر به بازار آمده اسانس‌هایی اضافه می‌ شود که این اسانس ها علاوه بر تحریک دستگاه تنفس موجب حساسیت و آلرژی می‌ گردد، بنابراین علاوه بر بیماری‌های ذکر شده، رینیت آلرژیک و سرفه‌های مزمن همراه با خلط را برای فرد به همراه دارد."

دود قلیان بیشتر از سیگار است

بنا به اعتقاد کارشناسان مصرف یک نخ سیگار بین 500 سی‌سی تا یک لیتر دود تولید می‌ کند، اما استفاده ی یک بار از قلیان 10 تا 20 لیتر دود تولید خواهد کرد. مدت زمان استعمال سیگار معمولاً 10 دقیقه است، اما قلیان با وجود دفعات کمتر استفاده در مقایسه با سیگار، در هر بار مصرف برای 40 تا 60 دقیقه استفاده می ‌شود. به این ترتیب اثرات مضر قلیان، کمتر از سیگار نیست، اما در فرهنگ جامعه ی ما به این حقیقت علمی توجهی نمی ‌شود.

دکتر خسرونیا با اشاره به اینکه حتی دیده شده والدین برای خندیدن و سرگرمی، نی قلیان را به دهان افراد زیر 5 سال هم گذاشته و آنها را وادار به قلیان کشیدن می ‌کنند، می‌ گوید: "رسانه‌ها باید آگاهی لازم را به مردم بدهند تا مردم لااقل از استعمال قلیان در مکان‌های عمومی و منازل، به خصوص اماکنی که به فضای آزاد راه ندارند، خودداری کنند."

انتقال بیماری از طریق قلیان

اگر دود قلیان وارد ریه نشود و فقط از راه دهان خارج شود، آسیبی به ریه‌ها وارد نمی ‌شود! این جمله‌ای است که از زبان بسیاری از مصرف ‌کنندگان قلیان شنیده می‌ شود.

دکتر خسرو‌نیا، در این باره می ‌گوید:

"این تصور، تصوری کاملاً غلط است، چون دود از طریق مخاط دهان و حنجره جذب بدن گشته و آثار سوء خود را می ‌گذارد. حتی در هوایی که دود قلیان آزاد می ‌شود، افرادی که قلیان نمی‌کشند و در معرض دود قرار گرفته اند، در طولانی‌ مدت دچار عوارض آن خواهند شد."

دکتر شهرام آگاه،‌ متخصص داخلی و عضو هیأت علمی دانشگاه ایران نیز در مورد مصرف قلیان می‌ گوید: "بر خلاف تصور عمومی که عده‌ای معتقدند وجود آب قلیان جلوی مواد مضر و سمی آن را می‌ گیرد،‌ بیشتر این مواد سمی از جمله نیکوتین و خاکستر وارد ریه می ‌شوند و به خاطر دَم‌های عمیقی که فرد برای جذب دود می ‌زند،‌ تخریب‌های جدی به حبابچه‌های ریه وارد می‌‌شود."

وی با اشاره به اینکه سرطان ریه،‌ سرطان لب و دهان و حنجره،‌ سرطان مری و معده،‌ لوزالمعده، کبد و سرطان روده بزرگ از عوارض بد‌خیم استفاده از سیگار و قلیان هستند،‌ در مورد عوارض خوش‌خیم آن می ‌گوید:

"این عوارض شامل زخم‌های گوارشی هستند. همچنین قلیان باعث ریفلاکس معده (برگشت اسید معده به مری) می ‌شود که در نتیجه ی ‌آن فرد سوزش شدیدی در سر دل دارد و دچار تهوع می گردد. حتی بیماری ریفلاکس در بعضی موارد منجر به سرطان مری نیز می‌ شود."

به گفته ی وی میزان و عمق دَم در حرکت دادن آب قلیان بسیار مهم است و قلیان با وجود اینکه کمتر مصرف می ‌شود، اما حجم دودی که از طریق آن وارد بدن می‌ شود، 10 تا 20 برابر دود ناشی از مصرف سیگار است.

بنا به گفته ی متخصصان دود استنشاق ‌شده از قلیان، نه تنها همه ی مواد سرطان ‌زای دود سیگار را دارا است، بلکه مونوکسیدکربن بیشتری هم دارد.

به علاوه، دود قلیان مجموعه‌ای از مواد سرطان ‌زای دیگر را دارد که ناشی از سوختن زغال است و خطر انتقال بیماری‌‌های عفونی مانند سل را نیز افزایش می ‌دهد.

دکتر آگاه با اشاره به اینکه نیکوتین نقش بسیار مهمی در میزان و نحوه ی مصرف مواد دخانی به عهده دارد،‌ می ‌گوید:

"تحقیقات ثابت کرده است افراد سیگاری تا زمانی که میزان نیکوتین دریافتی در آنها به آستانه‌ی مورد نیاز برای رفع حالت وابستگی برسد، به کشیدن سیگار ادامه می ‌دهند. پس با فرض جذب بخشی از نیکوتین موجود در دود قلیان در اثر عبور آن از آب، مصرف‌ کنندگان قلیان برای رسیدن به آستانه ی ارضای وابستگی، با استنشاق مقادیر بسیار زیادتر دود، در معرض مقادیر بیشتری مواد شیمیایی سرطان‌زا و گازهای خطرناک مثل منو‌اکسید‌کربن قرار می گیرند.

این موضوع مصرف‌ کنندگان قلیان و اطرافیان آنها را که در مواجهه با دود تحمیلی آن قرار دارند، همانند مصرف ‌کنندگان سیگار به انواع سرطان ها، بیماری های قلب و عروق، تنفسی و آثار سوء در دوران بارداری مبتلا خواهد ساخت.

هم اکنون سالانه 5 میلیون نفر در دنیا به علت استعمال دخانیات، جان خود را از دست می ‌دهند که با ادامه ی این روند تا 20 سال آینده تعداد قربانیان به 10 میلیون نفر در سال می ‌رسد.

بر اساس تازه‌ترین آمارهای ملی نیز 3 درصد نوجوانان ایرانی سیگار می‌ کشند و 14 درصد آنان از سایر مواد دخانی و عمدتاً از قلیان استفاده می ‌کنند.

خواص سبوس برنج

سبوس برنج عبارت از پوسته خارجی، جنین، لایه آلرون و سلول‌های خارجی چسبیده به آندوسپرم نشاسته‌ای دانه برنج، اوریزاساتیوا از خانواده گرامینه می‌باشد. اوریزا در زبان یونانی به معنای برنج و ساتیوا در لاتین به معنای كشت شده است. برنج یكی از غذاهای اصلی مردم آسیاست و به مقادیر زیاد در چین، هندوستان، ژاپن، تایلند، فیلیپین و ایران كشت می‌گردد. پوست برنج را به وسیله آسیابهای سنگی جدا می‌كنند و سپس برنج به دست آمده را كه برنج قهوه­ای نامیده می­شود، پوست می­كَنند و برنج سفید شده را به دست می­آورند كه مصرف غذایی دارد و سبوس محصول فرعی آن می‌باشد

 

عصاره سبوس برنج :

عصاره سبوس برنج عبارت است از عصاره آبی الكلی سبوس برنج كه هر میلی لیتر از این عصاره نباید كمتر از 60 میكروگرم ویتامین B1 كه معادل 5/14 گرم سبوس برنج است، باشد. مقدار مصرف آن 8 میلی لیتر است. از سبوس برنج روغنی به دست می‌آید كه به روغن سبوس برنج موسوم است و استخراج آن از سبوس، معمولاً با استفاده از حلال‌ها صورت می‌گیرد. ضمناً باید در نظر داشت كه در سبوس برنج نوعی لیپاز فعال وجود دارد كه باعث می‌گردد مقدار درصد اسیدهای چرب آزاد را در آن افزایش دهد. روغن سبوس برنج دارای 15- 20 درصد از اسیدهای چرب اشباع شده و 80 تا 85 درصد از نوع اشباع نشده به شرح زیر است:

0/4 تا یك درصد اسید میریستیك، 12- 18 درصد اسید پالمیتیك، 1-3 درصد اسید استئاریك، 40- 45 درصد اسید لینولئیك، به مقدار یك درصد اسید لینولنیك و 2/0 تا 4/0 درصد اسید پالمیتولئیك می‌باشد.

روغن سبوس برنج، به رنگ زرد طلایی است و به سختی، رنگ سفید و روشن پیدا می‌كند و از مشخصات این روغن آن است كه تحت اثر گرما تا حرارت 160 درجه، فاسد نمی‌شود.

- روغن سبوس برنج حاوی ویتامین‌های B و E می‌باشد كه باعث تقویت موی سر می‌گردد و رطوبت پوست و موی سر را حفظ می‌كند.

- روغن سبوس برنج دارای مواد ضداكسیدان مانند توكوفرول است كه در hexane و حلال‌های دیگر مواد روغنی، حل می‌شود.

- روغن سبوس برنج، در تهیه صابون، شامپو و فرآورده‌های آرایشی و بهداشتی مورد استفاده قرار می‌گیرد مشروط بر آن كه مقدار اسیدهای چرب آزاد آن كم باشد یعنی لیپاز فعال و موجود در آن، كاملاً به صورتی غیرفعال در آمده باشد.

- عصاره سبوس برنج با تشكیل یك لایه بر روی پوست بعد از شستشو از خشك شدن پوست جلوگیری كرده و از پوست محافظت می‌كند.

در ژاپن، مدتها از سبوس برنج برای اعمال آرایشی و بهداشتی استفاده می‌شد. چونكه سبوس برنج رطوبت را در خود حفظ می‌كند و پوست را روشن كرده و از اثر صاف كنندگی پوست برخوردار است.

از عصاره طبیعی سبوس برنج در ساخت كرمهای پوستی استفاده می‌كنند تا خشكی پوست و ترك خوردگی سرآرنج، زانوها، پاشنه پا، دست‌ها و نقاط دیگر بدن را رفع نماید.

استفاده از عصاره سبوس برنج تأثیرات مختلفی روی پوست بدن دارد كه از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

- رطوبت دهی به پوست و جلوگیری از ترك خوردگی.

- نرم كردن پوست به طوری كه همیشه حالت مرطوب داشته باشد.

- زدودن اكسیژن فعال از سطح پوست به منظور جلوگیری از تشكیل پروكسید چربی.

- اینوسیتول به عنوان یكی از اعضای خانواده ویتامین B ، رشد سلول‌های پوستی را افزایش می‌دهد.

- آریزانول مانع از پیری پوست شده و اشعه ماورای بنفش خورشید را جذب می‌كند. آریزانول گردش خون را بهبود بخشیده، ترشحات پوستی را افزایش داده و سلول‌های مرده پوست را از بین می‌برد.

- اسید فیتیك رشد سلول‌های پوستی را تحریك كرده و به عملكرد پوست كمك می‌كند و سلامت پوست را افزایش می‌دهد

سرکه بالزامیک چیست؟

سرکه بالزامیک ( که با نام اختصاری ABTنیز شناخته می شود ) یکی از محصولات غذایی کشور ایتالیا بوده و قدمت آن به دوران رم باستان باز می گردد. تقریباً تا 30سال قبل خارج از کشور ایتالیا کسی با این محصول آشنایی نداشته و تحقیقات چندانی هم درباره ترکیبات و خصوصیات تغذیه ای آن صورت نگرفته است، اما امروزه در تمام کشورها عرضه شده وچند کشور دیگر نیز آن را تولید می کنند.

 

خصوصیات

این نوع سرکه قهوه ای پررنگ ،معطر،دارای گرانروی بالا ،وبرخلاف بقیه سرکه ها دارای طعم شیرین می باشد.ماده اولیه در تولید این محصول نوعی انگور سفید است؛ به جای انگور از سیب،گیلاس ، گلابی وزردآلو هم در تولید آن می توان استفاده کرد. به علت زمان زیادی که صرف تولید این محصول می شود قیمت آن بسیار بالا بوده و از 3تا 50دلاربا توجه به حجم بطری و زمانی که صرف آماده سازی آن می شود در نوسان است.

فرآیند تولید

به محض برداشت انگور،میوه به آرامی پرس می شود و آب به دست آمده در معرض حرارت قرارمی گیرد (میزان آن معمولاً 80 درجه سانتی گراد و زمان آن 36تا 40ساعت است). فرایند گرمایی برای کاهش حجم و از بین بردن باکتری ها اعمال می شود.در انتهای فرایند حرارتی میزان شکر 28تا33درصد بوده (این میزان شکر در فعالیت مخمرها و باکتری های مطلوب اختلالی ایجاد نمی کند) و زمانی به این میزان دست پیدا می کنیم که از 100لیترآب انگوراولیه 60لیترباقی مانده باشد(ازهر200 کیلو انگور 100 کیلو آب میوه استخراج می شود).

‏در مرحله دوم عصاره همراه بچه سرکه به تانکرهای بزرگی منتقل میشوند (مخمرها یا به صورت آماده اضافه می گردند یا اینکه با گذشت زمان درون تانکرها بدون دخالت تولید کننده رشد و تکثیر می یابند). درون تانکر قند تخمیر و به الکل تبدیل والکل نیز توسط باکتریها اکسید می شود.

سرکه بالزامیک از احیا شدن آب نوع خاصی از انگور شیرین که جوشیده شده و کاملا پخته شده است، تهیه می‌شود و فرآیند تهیه آن با بقیه انواع سرکه تاحدی متفاوت است.

بالزام در لغت به معنای رزین‌هایی با ساختار حلقوی است که دارای مقادیر قابل توجهی از چند نوع از اسیدها مانند اسید بنزوییک هستند. سرکه بالزامیک سه نوع دارد، نوعی که به شکل سنتی در بعضی شهرهای ایتالیا تهیه می‌شود، نوعی که به شکل صنعتی و تجاری تهیه می‌شود و نوع سوم که مخلوطی از این دو است. اما فواید تغذیه‌ای ویژه‌ای برای این نوع از چاشنی عنوان شده که عبارت‌اند از:

1- سرکه بالزامیک دارای گروهی از آنتی‌اکسیدان‌ها است که به آنها ترکیبات پلی‌فنولی گفته می‌شود. پلی‌فنول‌ها رادیکال‌های آزاد تولید شده در بدن را خنثی می‌کنند و در نتیجه عملکرد سیستم ایمنی بهبود می‌یابد. از این رو سرکه بالزامیک می‌تواند خواص ضدمیکروبی و ضدعفونی‌کنندگی داشته باشد. در قدیم از این سرکه برای درمان عفونت‌های ویروسی و باکتریایی و ضدعفونی کردن زخم‌ها استفاده می‌شده است.

2- سرکه بالزامیک از انگوری تهیه می‌شود که این نوع از انگور حاوی گروهی از فلاونوییدها است. این گروه از فلاونوییدها به علت داشتن خاصیت آنتی‌اکسیدانی می‌توانند عملکرد ضد پیری سلول‌های بدن، ضدسرطان و ضدبیماری‌های قلبی عروقی داشته باشند.

3- اگر به جای سس‌های پرچرب که به‌طور معمول برای سالاد استفاده می‌شود، از این نوع سرکه استفاده شود، طبیعتا دریافت چربی در رژیم غذایی کاهش می‌یابد که در مصرف طولانی مدت می‌تواند به بهبود کنترل وزن و بهبود سطح چربی‌های خون منجر شود.

4- سرکه بالزامیک در محیط معده، حالت اسیدی ایجاد می‌کند. به‌طور معمول در افراد جوان و سالم، محیط معده به اندازه کافی اسیدی است اما در افرادی‌که به هر علت ترشح اسید معده آنها کاهش یافته است مانند افراد سالمند یا کسانی‌که قسمتی از معده آنها با عمل جراحی برداشته شده است، استفاده از این سرکه به اسیدی‌تر شدن محیط معده کمک می‌کند و در نتیجه فرآیند هضم و جذب بسیاری از مواد مغذی بهبود می‌یابد.  

5- برخی منابع معتقدند که استفاده از این نوع سرکه باعث بهبود حساسیت به انسولین می‌شود و در نتیجه می‌تواند به کنترل قند خون در افراد مبتلا به دیابت کمک کند.

6- از این نوع سرکه می‌توان به میزان چند قاشق مرباخوری در سالاد استفاده کرد. مخلوط سرکه بالزامیک و روغن زیتون یک سس مغذی و سالم برای مصرف سالادها معرفی می‌شود.

7- استفاده از این نوع سرکه یا سایر انواع سرکه‌ها در افرادی ‌که مبتلا به ریفلاکس یا برگشت اسیدمعده از معده به طرف مری هستند و دچار سوزش‌سردل و ترش‌کردن می‌شوند، مناسب نیست. همچنین در افرادی ‌که به انواعی از انگور حساسیت دارند، استفاده از این نوع سرکه باید با احتیاط صورت گیرد. 

1 - 10 Next

 ‭(Hidden)‬ Admin Links